ابزار تلگرام
فرازمینی ها :: نهنگ آبی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرازمینی ها» ثبت شده است

ماجرای تعقیب شی ناشناس پرنده در سال 1953 و ناپدید شدن هواپیما و سرنشینان

ماجرای تعقیب شی ناشناس پرنده در سال 1953 و ناپدید شدن هواپیما و سرنشینان..... آیا آنها به درگاهی ناشناخته برده شدند؟....... 





ادامه مطلب...
۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۱۱ ۰ نظر

حرف های تکان دهنده دانشمند شرکت لاک هید مارتین از موجوداتی بیگانه..... ماجرای رازول واقعی بود..... دولت آمریکا فضاپیماهای فرازمینی در اختیار دارد.....



ادامه مطلب...
۱۸ بهمن ۹۶ ، ۰۳:۵۰ ۰ نظر

مورد عجیب اورلاندو خورخه فرودی،

مورد عجیب اورلاندو خورخه فرودی، مردی که به دعوت یک بیگانه به دنیاهای دیگر سفر کرد. ابتدا وارد آب‌های اقیانوس اطلس شدیم،به ساحل اروگوئه رسیدیم سپس صحرای بزرگ آفریقا و بعد خارج از فضا...




ادامه مطلب...
۰۹ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۳۹ ۱ نظر
چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۳۶ ق.ظ
1973،انگلستان، مواجه دو نوجوان با موجودی بیگانه با ظاهر انسان اما با ویژگی های جسمانی بسیار عجیب...

1973،انگلستان، مواجه دو نوجوان با موجودی بیگانه با ظاهر انسان اما با ویژگی های جسمانی بسیار عجیب...


ادامه مطلب...
۲۷ دی ۹۶ ، ۰۶:۳۶ ۰ نظر

بیگانه

بیگانه..

پنجشنبه, ۷ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ق.ظ


این مرد ادعا می کند که بکارت او را به بیگانه از دست داده است ... و اگر تن تن بچه باشد




معمولا هنگامی که کسی بر تجربه برخی از برخورد عجیب و غریب بیگانه اصرار می کند، ما همه اینها را سریع می کنیم که این شخص را به عنوان دیوانه رها کنیم. اما دیوید هاگینگز، 74 ساله از هاوکون، نیوجرسی، به اندازه کافی به زمین و صادقانه است، او را ترک می کند و می خواهد باورش را به او برساند.



هاگینز ادعا می کند که او در طول زندگی خود چندین بار بیگانگان بوده است. او می گوید اولین رخداد زمانی رخ داد که او در خانه اش در روستای گرجستان فرزند بود.

در حالی که والدینش و دو خواهر و برادر نیز در خانه زندگی می کردند، هیچ کس دیگری با موجودات مواجه شد. هوگوینز "موجودات" را می نامید. او این رویداد را به شرح زیر توصیف می کند:

"هیچ کس در خانواده من به نظر نمی رسید آنچه را که دیدم ببینم. اولین برخورد من زمانی بود که من هشت ساله بودم. من در پایه یک درخت بازی می کردم و می شنیدم که این صدا می گوید: "دیوید پشت سرت".



"و من چرخیدم و این مرد مودار کوچک با چشم های بزرگ و درخشان که به سمت من می آیند وجود دارد. من فکر کردم که این کتاب مقدس بود. من نمی دانستم که به آن فکر کنم. "



در آن زمان، هوگوینز ترسید و فرار کرد، اما روابط او ادامه یافت و در نهایت با "موجودات" تعامل داشت. او چندین نوع بیگانگان را یادآوری می کند، از جمله آنهایی که حشره مانند، موجودات خاکستری کوچک Huggins معتقدند کارگران و زنان باریک است.




گفته می شود زنان به زنان انسانی تقسیم شده اند، مگر آنکه آنها چهره های باریک، پوست پائین، ناخن های طولانی و چشم های بزرگ و مسحور کننده داشته باشند. هوگینز ادعا می کند که در سن 17 سالگی بکارت خود را به یک بیگانه زن که هلال احضار می کند، از دست داد.


"من در جنگل راه می رفتم و می دیدم یک زن نشسته زیر درخت - و او بلند می شود و او شروع به آمدن به سمت من می شود. من خیلی از جنس مخالفت کردم. من نمی توانم شلوارهایم را به اندازه کافی سریع ببرم. »هوگینز توضیح می دهد.





من به زمین می افتم و در آنجا دروغ می گوییم و به من نگاه می کند و من به اوج خود می رسم، که بسیار دردناک بود، در واقع، شدید بود. و سپس من به چشمان او نگاه می کنم و از بین می رود. بکارت از بین رفته است. "


هوگینز رابطه خود را با هلال احمر ادامه داد حتی پس از گذشت دو سال به نیویورک. او یادآور روزی است که او متوجه شد پدر او زمانی بود که هلال احمر او را با این خبر که فرزندش در حال مرگ بود دیدار کرد.



او ادعا می کند که او هیچ نظری نداشت که او او را آغشته کرده و خواستار «آنجا» شده بود تا فرزندش را ببیند. هاگینز قلمرو بیگانگان را "آنجا" می نامد و می گوید که به طور معمول انسان ها مجاز به بازدید نیستند.

او قبل از نشان دادن فرزندش، سه بار واقعا با صدای بلند گفت: «بچه من را به من نشان بده!» او ادعا می کند که کودک مرده بود، اما با لمسش شروع به حرکت کرد. Huggins شرح می دهد که چه اتفاقی افتاده است:



من میروم و بر روی تختم میگذرم چیز بعدی من می دانم که من آنجا هستم این حشره به پایان می رسد و او با من ناراحت نیست. او می گوید: "اینجا چه کار می کنی؟" و من می گویم: "عزیزم عزیزم، من کودکم را می خواهم."



"و من شاهزاده را نگه داشتن کودک؛ کودک در حال حرکت نیست - و من آن را لمس می کنم، و همانطور که آن را لمس می کنم، مانند برق استاتیک از بدن و کودکم پریدم - و کودک رفت. این حشره به من نگاه می کند و می گوید: "بیا با من."


هاگینز ادعا می کند که حشره او را به اتاق دیگری پر از نوزاد منتقل می کند و نشان می دهد که همه او بودند. "من خیلی شبیه به آن نبودم چون شگفت زده شدم. من نمی توانستم این را باور کنم، اما آنها بچه های من بودند و من مجبور بودم به آنها کمک کنم تا همه آنها را لمس کنم. "



پسر انسان هاگینز، مایکل، می گوید داستان های پدرش فقط یک بخش منظم از تربیت او بود. هوگینز آشکارا درباره تجربیاتش صحبت کرد و نقاشی را به عنوان راهی برای نشان دادن دیگران به آنچه که دیده است، آغاز کرد



مایکل ادعا می کند که نقاشی ها و داستان ها هرگز بر روی دوران کودکی اش تاثیر نگذاشته است. او می گوید که برخورد های بیگانه "بسیار منحصر به فرد" است اما او "هیچوقت نگران آن نیست".



داستان هوگوین اکنون موضوع مستندی به نام Love & Saucers تبدیل شده است . مدیر فیلم، براد آبراهامز، معتقد است هوگوینز حقیقت را می گوید، اما سعی نمی کند کسی را قانع کند که بیگانگان در واقع وجود داشته باشند.






من می توانم به صراحت بگویم که من اعتقاد ندارم که دیوید هر چیزی را انجام می دهد، او معتقد است که چه اتفاقی برای او افتاده است.

اما اگر این چیزی است که در واقعیت عینی و واقعیت اتفاق افتاد، یا اگر یک نفر از عموم مردم با او بود، آیا آنها چه چیزی را دیدند؟ این چیزی است که من پاسخ را نمی دانم. "



                              برای دیدن ویدیو کلیک کنید...


۰۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۸ ۰ نظر