ماجرای که خواهید خواند ماجرایی کاملا واقعی است.در سال 1971 میلادی در شهر بلمز در اسپانیا خانمی بنام ماریا گومز پریرا متوجه می شود که در کف آشپزخانه اش یک لکه بدون هیچ علتی ظاهر شده است.او ابتدا با بی اعتنایی از کنارش می گذرد اما هر روز که می گذرد لکه در حال تغییر کردن است تا اینکه پس از دو هفته یک چهره انسان ظاهر می شود.او که ازاین موضوع ترسید سعی در شستن انجا با پودر شوینده می کند اما با وجود ساعت ها تلاش به نتیجه نمی رسد و لکه پاک نمی شود.موضوع را به شوهرش می گوید و خوان شوهرش تصمیم می گیرد انرا با کلنگ تخریب کند.او اینکار را می کند و دوباره انجا را با سیمان پر می کند. تا یک هفته اوضاع عادی است اما دوباره لکه ظاهر و چهره باز شکل می گیرد.آنها که از این موضوع به تنگ آمده اند به شهرداری مراجعه می کنند.شهردار که خودش آدمی عاشق ماجراجویی و فردی علمی است تصمیم می گیرد آن قسمت چهره را با احتیاط کنده و به شهرداری منتقل می کند تا بررسی بیشتر را روی آن انجام دهد.اما بمحض انتقال به شهرداری لکه پاک می شود.او تصمیم می گیرد برای کشف این راز آشپزخانه خانواده گومز را حفاری کند.کارگران شهرداری با بیل و کلنگ به جان آشپزخانه افتاده و پس از حفر 6 متر تقریبا علت ماجرا را کشف می کنند. چند اسکلت انسان اما بدون سر در انجا پیدا می کنند که پس از انجام آزمایشات مشخص می شود 700 سال پیش قدمت دارند.اسکلت ها از انجا به قبرستان شهر منتقل می شوند و در جایی به خاک سپرده شده و روی ان را سیمان می کنند اما در کمال تعجب چهره های جدیدی بر روی سیمان پدیدار می شوند.اما بشنوید از خانواده پریرا که پس از حفاری و مرمت آشپزخانه همچنان چهره های جدیدی مجددا در کف آشپزخانه پدیدار می شوند.این موضوع بسرعت در کل کشور می پیچد و سپس اخبارش به اروپا و در نهایت تمام جهان می رسد.معضل جدیدی برای خانواده پریرا که خیل عظیم مشتاقان، محققان و دانشجویان برای دیدن چهره ها از اطراف و اکناف اروپا و جهان به خانه هجوم می آورند.نکته عجیب دیگر این بود که هر وقت ماریا زن خانه در انجا حضور داشت چهره ها ظاهر و هروقت می رفت ناپدید می شدند.ماریا در سال 2004 فوت می کند و گفته شده چهره ها همچنان در انجا ظاهر و غیب می شوند.