ماجرای حیرت انگیز کلیرویوس نارسیس، مردی که مرد، زامبی شد و پس از 18 سال برگشت...... آیا او تحت تاثیر آیین و رسوم قوی زامبی قرار گرفته بود یا واقعا آنچه ادعا می کند واقعیت دارد؟




امکان ندارد واژه زامبی را نشنیده باشید. اما چه چیزی باعث شد تا این واژه در دهه اخیر بخصوص چنین پرآوازه شود و در فیلم ها و بازی های زیادی از این واژه و مصادیق آن استفاده شود.اگر به شما بگویم ریشه زامبی از یک اتفاق واقعی سرچشمه گرفته چی می گویید.زامبی یعنی فردی که مرده اما دوباره زنده شده و در یک حیات نباتی با شمایلی شبیه مردگان زندگی می کند.ماجرا از سال 1964 شروع شد زمانی که یک مرد در هائیتی بنام کلیرویوس نارسیس وارد بیمارستانی در هائیتی شد. او به پزشکان گفت احساسی می کند بر روی پوستش چیزهایی حرکت می کنند.اوضاعش وخیم تر شد و بعد از دو روز معالجه به جایی نرسید و مرده اعلام شد.خانواده اش جسدش را بخاک سپردند. اما درست 18 سال بعد خواهرش او را در بازار اصلی دهکده دید. اما برای او چه اتفاقی افتاد. به گفته خودش یک جادوگر هائیتیایی قبرش را حفر کرده او ر از تابوتش دراورده ،کتک زده و سپس معجونی به او خورانده و او را به یک مزرعه نیشکر برده تا برایش شبانه روز کار کند. در انجا نارسیس تعداد زیادی را مثل خودش یافته که برای ان جادوگر در مزرعه کار می کرده اند.تا مدت دو سال او در انجا کار می کرده و فقط یک وعده غذایی در شبانه روز به او داده می شده است.بعد از دو سال جادوگر می میرد و او شانسی می یابد تا از انجا فرار کند. او برای مدت 16 سال بخاطر دلخوری از برادرش به دهکده بر نمی گردد زیرا او را مسئول و مسبب بیماری و اتفاقات بعد می دانست فقط پس از مرگ برادرش به دهکده امده و وقتی وارد بازار می شود خواهرش را می بیند. او بلافصله پیشش رفته و او را در آغوش می گیرد.خواهرش که شوکه شده او را نمی شناسد او خودش را معرفی کرده اما خواهرش قبول نمی کند تا اینکه از خاطره ای می گوید که فقط او و خواهرش می داند.خواهرش بلافصله او را به نزد خانواده برده و در انجا همه به اتفاق می پذیرند که او نارسیس است. نارسیس تمام انچه از لحظه رفتن به بیمارستان و بعد از آن اتفاق افتاده را بخاطر می اورد حتی زمانیکه توسط پزشکان مرده اعلام شد و بعد خاکسپاری او و سپس نبش قبرش توسط جادوگر و 2 سال کار و 16 سال سرگردانی..... اما آیا واقعا این ماجرا واقعی است؟ بسیاری آنرا کاملا واقعی می دانند اما معتقدند او به اشتباه مرده اعلام شده بلکه در کما بسر می برده است و شاید آن جادوگر از قضایا خبر داشته و با پزشکان همدست بوده است.هائیتی برای دهه ها مستعمره فرانسه بوده و برده داری بشدت رواج داشته تمام جمعیت ان برده بوده اند تا اینکه در سال 1804 انقلاب شده و فرانسوی ها از کشور خارج می شوند و برده داری ملغی می شود اما ار بین نمی رود و جادوگرانی بنام "وودو" برده داری را ادامه می دهند. برخی می گویند بخاطر اینکه آئین و رسوم زامبی در فرهنگ هائیتی بسیار قوی هستند شاید آثار روانی بر جامعه بی سواد ان داشته و باعث چنین ماجراهایی شوند.