رویارویی با مهمانان ناخوانده در ارتفاع 30000 پایی...... توماس منتل خلبان باتجربه در تعقیب شی ناشناس..... می توانم سرنشینانش را ببینم......






یکی از مستندترین و موثق ترین موارد از مواجهه با اشیا ناشناس پرنده در سال 1948 درست 6 ماه پس از حادثه مشهور رازول اتفاق افتاد.یک خلبان بسیار باتجربه جنگی بنام توماس منتل با دوهزار ساعت تجربه پرواز و حضور در جنگ جهانی دوم ،عملا به تعقیب یک شی مدور متالیک ناشناس پرداخت.آنچه که این ماجرا را با اهمیت می کند مکالمه صورت گرفته در بین خلبان و برج مراقبت است.اما ماجرا از آنجا شروع می شود که شاهدان بسیاری با پلیس شهر کنتاکی آمریکا تماس گرفته و از دیدن شی ای مدور و متالیک بسیار بزرگ به طول 150 متر خبر دادند.پلیس بلافاصله با نیروی هوایی تماس گرفت و برج مراقبت تایید کرد که در ان ناحیه ترافیک هوایی دیده می شود.در همان زمان 4 هواپیمای جنگی موستانگ مشغول بازگشت به پایگاه هوایی کنتاکی بودند.برج مراقبت پایگاه هوایی از انها خواست تا در موقعیت جغرافیایی که شی دیده شده بود گشتی زده و ببینند چه خبر است.آنها بلافاصله به جهت مذکور پرواز کردند در این بین یکی از موستانگ ها بدلیل کمبود سوخت برگشت و سه تای دیگر به پرواز ادامه دادند.نکته مهم این بود که خلبانان شی را دیده و متوجه شدند در ارتفاع 30000 پایی پرواز می کند.هواپیمای موستانگ نمی تواند تا ان ارتفاع پرواز کند بنابراین از هواپیماها خواسته شد برگردند.دو هواپیمای دیگر نیز برگشتند اما توماس منتل که خلبانی بی باک بود ،قسم وطن پرستی اش را بخاطر آورد و چون احساس می کرد آن شی خطری برای کشورش داشته باشد تصمیم گرفت به تعقیب ان بپردازد. او ارتفاعش را مرتب افزایش داد و وقتی به ارتفاع 25000 پا رسید سرگیجه به او دست داد اما با اینحال بالاتر رفت و سپس موتور هواپیما بدلیل نبود اکسیژن خاموش شد و جاذبه هواپیما را به طرف پایین کشید و نهایتا سقوط کرد.شاید منتل اولین خلبانی در تاریخ بود که قربانی تعقیب یک شی ناشناخته شد. ساعت او درست در زمان 3:18 ب.ظ متوقف شده بود.هواپیما در مرز کنتاکی و تنسی نزدیک یک مزرعه سقوط کرده بود. کسی نمی دانست چه اتفاقی افتاده بود تا اینکه مکالمه در بین منتل و برج مراقبت تا حدودی ماجرا را روشن کرد.منتل به برج مراقبت در مورد شی توضیح داده بود. او گفته بود که این شی بسیار بزرگ، خاکستری یا متالیک،درخشان و مدور بشکل یک چتر بوده است.و با وجودیکه سرعتش بنظر او بسیار کم بوده اما هرگز نتوانست به نزدیکش برسد.آن شی مرتب از رنگ سفید به قرمز و برعکس تغییر می کرده .اما عجیب تر اینکه منتل به برج مراقبت گفته بود که می تواند سرنشینان این شی مرموز را ببیند.دو سرنشین با ظاهر انسان که از پشت شیشه این شی قابل رویت بودند.اما عجیب تر اینکه برخی شاهدان سقوط هواپیما را دیده بودند و خانم مزرعه دار نیز قبل از سقوط صدای انفجاری را شنیده بود.فردای آنروز وقتی ماموران محل سقوط را پیدا کردند با وضعیت عجیبی روبرو شدند. هواپیما در یک محیط جنگلی سقوط کرده بود با اینحال هیچ درختی نشکسته بود.انگار کسی بدنه هواپیما را سالم بر روی زمین گذاشته بود.دو بال هواپیما و دم در فاصله چند متری بطور مرتبی قرار داشتند.هیچ آسیبی به بدنه هواپیما وارد نشده بود.این ماجرای عجیب با وجود تحقیقات فراوان نتوانست به هیچ نتیجه ای در مورد ماهیت ان شی پرنده ناشناس برسد.